آرشیو شهریور 1405

پست‌های منتشر شده در شهریور 1405

دانلود از تلگرام

 

(هَمِه دَسْتا بالا...)

(بِگو خُدایـا شُکْرِت!)

(یک، دو، سه، حالا!)

چِشامو وا کَردَم و دیدَم روزِ روشَن اومَدِه

عِطْرِ گُل پیچیدِه و وَقْتِ شِکُفْتَن اومَدِه

یِه نَفَس کِشیدَم اَز تَهِّ دِل و گُفتَم سَلام

دیگِه هیچی اَز خُدا جُز حالِ خوش نِمی‌خوام

هَمِه چی عالیِه، هَمِه چی سَرِ جـاشِه خُدا

کِی دیدِه دِلِ مَن اِنْقَدِه غَرقِ صَفـاشِه خُدا؟

بِکوب پا رو زَمین کِه نَفَس توو سینِه نَمونِه

خُدا می‌خواد کِه دِلِت هَمیشِه عاشِق بِمونِه

اَز تَهِّ دِل داد بِزَن، هَمِه عالَم بِشْنَوَن

کِه عاشِقایِ خُدا هَمیشِه سَربُلَنـدَن!

مَحْشَرِه، مَحْشَرِه! حالِ دِلِ مـا مَحْشَرِه!

خُدایـا شُکْرِت کِه باز خَنْدِه به لَب می‌بَرِه!

نِگـاه کُن به زِندِگی، لُطْفِ تواِ سَرتاسَرِش

شُکْرِت واسِه این مَسیر و لَحْظِه‌هایِ آخَرِش!

مَحْشَرِه، مَحْشَرِه! دُنیا چِه زیـبا شُدِه!

تَمومِ گِرِه‌هایِ بَسْتِه اِمْروز وا شُدِه!

شُکْرِت واسِه نـون و آب، واسِه لَبْخَنْدِ رو لَب

واسه این حالِ قَشَنْگ کِه رِسیدِه سَرِ شَب

اَگِه غُصِّه‌ای هَم اومَد، سَرِ جـاش دَر رَفْتِه

تَمومِ شَبایِ سَرد اَز یادِ روزا رَفْتِه

دِلِ مَن کـوکِه با سـازِ قَشَنْگِ رَحْمَتِت

غَرقِ نـورِه زِنْدِگیم زیرِ سایِه‌یِ نِعْمَتِت

(دَسْت، دَسْت، حالا!)

(بِگو شُکْرِت!)

خُدایـا شُکْرِت واسِه هَر نَفَسِ صُبْح و غُروب

واسه این دِلِ پُر اَز شـادی و این حالِ خـوب

کِسی کِه با تواِ باخْتَن بَراش مَعْنی نَداره

خُدا لایِ هَمِه لَحْظِه‌هاش رَحْمَت می‌باره!

مَحْشَرِه، مَحْشَرِه! حالِ دِلِ مـا مَحْشَرِه!

خُدایـا شُکْرِت کِه باز خَنْدِه به لَب می‌بَرِه!

نِگـاه کُن به زِندِگی، لُطْفِ تواِ سَرتاسَرِش

شُکْرِت واسِه این مَسیر و لَحْظِه‌هایِ آخَرِش!

(هَمِه با هَم!)

مَحْشَرِه...

خُدایـا صَد هِزار مَرْتَبِه شُکْرِت!

دَسْت دَسْت!

 

دانلود از تلگرام

 

چِشمامو بَستَم و دیدَمِش...

هَمون روزی که دارَم لَبخَند می‌زَنَم،

هَمون جایی که هَمِه‌چی واقِعی شُده.

وَقتی با باوَر بِخوای،

کائِنات بَرات زَمینِ بازی می‌شه!

تَصویرِ فَردا رو توو سَرَم پُرَنگْ کَردَم

بـا نااُمیدی و فَرضایِ مَنفی جَنگ کَردَم

جوری نَفَس می‌کِشَم انگار که هَمین حالاس

این حِسِّ پیروزی خودِ شُروعِ این ماجراس!

نِوشتَمِش رو قَلبَم و صِداش زَدَم با جون

حِس کَردَم عِطرِشو زیرِ بارونِ آسمون

دیگه نِمی‌پُرسَم چِطوری و اَز چه راهی

وَقتی یَقین دارَم نِمی‌مونَم توو سیاهی!

دَستِ دِلَم وَصله به دَستایِ آفَریدِگار

روشن تَرین روزا رو کِشیدَم توو این مَدار

فِرِکانسِه قَلبَم رویِ مُوجِ بُلندِ نور

چِشمِ بَد اَز خَنده‌هام تا هَمیشه دورِ دور:

دیدَم که می‌رِسَم، دیدَم که مالِ مَنه

این حالِ خوبه که داره فَردا رو رَقم می‌زَنه!

مَن هَر چی رو خاستَم، هَمون شُد پیشِ روم!

باور کَردَم و رِسیدَم بِه آرزوم!

نَظمِ جَهان با تَپِشِ دِلَم هَم‌صِداست

وقتی بِخوای، هَمِه چی خِیلی ساده روبِراس!

جَذبِش کَردَم با عِشق، با نـور، با اُمید

هَردَم یِه اِتِّفاقِ خوب و تازِه رِسید!

مَن لایِقِ بـِهتَرین لَحظِه‌هایِ زِندِگیم

ثَبْت شُد توو تَقویمِ قَلبَم این حِسِّ عاشِقیم!

شُکرِ هَمون چیزایی که هَنوز نَدیدَمِش

شُکرِ هَمون میوه‌ْ ای که نَچیدَمِش

چون می‌دونَـم هَمین گوشه دارِه رُشد می‌کُنه

نـورِ دِلَم دنیـا رو رَنگین‌کَمون می‌کُنه!

شَکّا رو شُستَم و ایمانْ و بَغَل کَردَم

مَسیرِ رِسیدَنو تا آخَر اَز بَر کَردَم...

چِشماتو بِبَند...

لَمسِش کُن.

اِنگار هَمین الان توو دَستاته!

بـاوَرِش کُن...

داره اِتِّفاق می‌اُفته!

مَن هَر چی رو خاستَم، هَمون شُد پیشِ روم!

باور کَردَم و رِسیدَم بِه آرزوم!

نَظمِ جَهان با تَپِشِ دِلَم هَم‌صِداست

وقتی بِخوای، هَمِه چی خِیلی ساده روبِراس!

جَذبِش کَردَم با عِشق، با نـور، با اُمید

هَردَم یِه اِتِّفاقِ خوب و تازِه رِسید!

مَن لایِقِ بـِهتَرین لَحظِه‌هایِ زِندِگیم

ثَبْت شُد توو تَقویمِ قَلبَم این حِسِّ عاشِقیم!

خاستَم و شُد...

هَمین‌قَدَر نَزدیک،

هَمین‌قَدَر واقِعی.